تاریخ انتشار :پنج شنبه ۱۹ مرداد ۹۶.::. ساعت : ۱:۲۰ ق.ظ
۶ دیدگاه

مقاله آسیب های اجتماعی / خودکشی

خودکشی.x46676

مقاله /فاطمه رمضانی

آسیب های اجتماعی / خودکشی

photo_۲۰۱۷-۰۸-۱۰_۰۱-۱۸-۴۹

خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار می رود ولی از آنجایی که فرد در اجتماع زندگی می کند و تاثیرات متقابلی همواره بین آنها برقرار است، به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.

خودکشی یکی از معضلات اجتماعی است که ابعاد مختلفی دارد.

اگر انسان، امروزه بیش از گذشته دست به خودکشی می زند، این به خاطر آن نیست که برای حفظ خود مجبوریم سعی و کوشش طاقت فرسایی را متحمل شویم، یا این که نیازهای مشروع مان کمتر ارضاء می شوند، بلکه به دلیل آن است که ما دیگر نمی دانیم که نیازهای مشروع مان تا کجا ادامه دارد و به کجا محدود می شود و دیگر معنی و جهت سعی و کوشش هایمان نیز برایمان مشهود نیست.

خودکشی برای برخی افراد پیامد دوره ای از افسردگی است، در حالی که برخی دیگر ممکن است در برابر تجربه ای تلخ، مانند از دست دادن یکی از اطرافیان یا حتی حادثه ای نسبتا بی اهمیت، از خود نشان دهند.

این قبیل افراد بیشتر می خواهند از رنجی که گرفتار آن هستند، رهایی یابند، نه این که واقعا قصد خودکشی داشته باشند. اما شاید در چنین شرایطی خودکشی از نظر آنها تنها راه نجات است.

افکار مربوط به خودکشی ممکن است به ذهن بسیاری از افراد خطور کند. اکثر مردم ممکن است در لحظه هایی از زندگی خود به خودکشی بیندیشند.

علت های خودکشی :

تنهایی . حس ناامیدی، حس بی ارزش بودن، افسردگی، عدم موفقیت در برنامه های زندگی، داشتن استرس در سطح بالا و نامناسب، خشم، بیماری های جسمی و روحی و احساس درماندگی.

مردم باید آموزش ببینند که برای اندکی ناملایمات، نباید دست به اقدام های خطرناک و نگران کننده بزنند و تنها راه پیشگیری از خودکشی و کاهش آمارها هم از همین مسیر می گذرد، یعنی فرهنگ سازی و تلاش برای بالا بردن آستانه صبر و تحمل مردم.

وقتی شنیدیم کسی از خودکشی حرف می زند، نباید با این لحن که «برو بابا، شوخی نکن، تو عرضه این کار را نداری» و الفاظ مشابه، با او حرف بزنیم! وقتی کسی این حرف را می زند حتما به فکر فرو برویم و نزد مشاور برویم و موضوع را با او در میان بگذاریم که فرزند من یا خانم من یا همسر من تهدید به خودکشی کرده و من چه باید بکنم؟! در مراحل بعدی خود فرد را هم باید نزد مشاور برد. خودکشی یک راه حل نیست و برای هر مشکلی راه حلی وجود دارد و این یک شعار نیست. خودکشی پدیده ای اجتماعی است که تاریخی بس کهن دارد و سالیان دراز است گریبان بشر را گرفته است.

خودکشی، عملی است که فرد برای پایان دادن زندگی خود به طور آگاهانه و خودخواسته انجام می دهد. فرد هنگامی دست به خودکشی می زند که دیگر امیدی به زندگی یا به عبارتی امیدی به یافتن راه حل برای آینده خود نداشته باشد و همه درها را برای حل مشکلات خود بسته می یابد. معمولا خودکشی بدون برنامه ریزی قبلی صورت می گیرد و فرد برای انجام آن از ماه ها قبل تصمیم گیری نمی کند. بلکه در مقطع زمانی کوتاه تصمیم گیری و اجرای آن صورت می پذیرد.

خودکشی پدیده ای روانی- اجتماعی و موضوعی چندوجهی با پیچیدگی های زیاد می باشد وقتی شخصی مرتکب خودکشی می شود، معمولا وابستگان و دوستان او متعجب و حیران می شوند چرا که معتقدند او آرام بود و زندگی می کرد، اما پس از بررسی دقیق سرنخ هایی به دست می آید که در عین دشواری، ضرورت پیگیری و جستجوی کمک و خدمات تخصصی را آشکار می سازد. بنابراین پیش بینی خودکشی حتی برای متخصصان امری آسان و دقیق نیست، از این رو بررسی دقیق علایم و نشانه های خطر خودکشی برای تشخیص به موقع و مناسب، بسیار کمک کننده است. در واقع خودکشی محدود به افرادی خاص نیست و تقریبا در مورد هر کسی که دارای میل به مرگ و افکار خودکشی می باشد ممکن است صورت پذیرد. شیوع خودکشی در بین نوجوانان رو به افزایش است. بیشتر نوجوانانی که اقدام به خودکشی می کنند از لحاظ اجتماعی منزوی هستند.

خودکشی در هر جا، هر خانواده و هر جامعه ای که اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و . . . بر جای می گذارد؛ به نوعی که این خودکشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یک نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود. افراد یک جامعه نیز زمانی که از خودکشی فرد و یا افرادی مطلع شوند، غم زده می شوند و ممکن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودکشی در خانواده خود گردند، به همین دلایل است که خودکشی بایستی از دیدگاه های روانی، اجتماعی، خانوادگی، اقتصادی، تحصیلی، کاری، قانونی و . . . مورد بررسی و توجه قرار گیرد. ریشه یابی هرگونه عامل، و یا عواملی که زمینه را برای خودکشی فراهم می سازد بسیار مهم است؛ از این رو است که اگر در کشورهای پیشرفته آمار خودکشی بالا برود موضوع، آنقدر بحث و گفتگو قرار می گیرد و کارشناسان و صاحب نظران موضوع خودکشی را بررسی می نمایند تا زمینه مساعدساز خودکشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره جویی نمایند.

با کمی تامل به این نتیجه خواهیم رسید که طبیعتا باید علل و عوامل مختلفی وجود داشته باشد که باعث می شود یک انسان عاقل و بالغ به مرحله ای از زندگی اش برسد که نبودن را بر بودن ترجیح دهد.

بنابراین در رابطه با این معضل که به نوعی می توانیم به عنوان یک آسیب اجتماعی هم از آن یاد کنیم باید گفت، مجموعه ای از عوامل دست به دست هم داده و فرد را در شرایط و موقعیتی قرار می دهند که یک عامل می شود دلیل بارز و آشکار خودکشی. این در حالی است که علت وقوع چنین اتفاقی مجموعه ای از فشارهای زندگی است که موجب شکست در عرصه های مختلف فردی و اجتماعی شده و فرد را در موقعیتی قرار می دهد که در یک لحظه و طی یک جنون آنی منطق و عقلانیت خود را از دست داده و برای نفی خودش از حیات، دست به خودکشی می زند. حال در چنین اقدامی عده ای در خفا و دور از انظار دیگران خودشان را تسلیم مرگ می کنند که بیشتر خودکشی ها به این شکل صورت می گیرد. اما، در شکل دیگر آن فرد در جمع و به قصد نمایش اقدام به گرفتن چنین تصمیمی می کند که برای این نوع خودکشی هم می توان دو شکل را فرض کرد. در فرض اول فرد قصد خودکشی نداشته و به قصد جلب توجه همگان را از تصمیم خود مبنی بر خودکشی آگاه می کند. این اقدام اغلب با هدف جلب توجه اطرافیان و دست اندرکاران تمور فرد انجام می گیرد تا آنها هم متوجه مشکلات او شده و فریادرسی کنند یا به او وعده کمک بدهند اما، در برخی موارد هم اقدامی به خودکشی در ملاءعام با قصد مردن صورت می گیرد، مانند خودکشی در متروی تهران که متاسفانه بارها و بارها شاهد آن بوده ایم. در هر حال، در رابطه با مقوله خودکشی باید گفت جای تاسف دارد که چنین اتفاقاتی به ویژه در بین نسل جوان کشورمان رخ می دهد.

این اتفاقات هشداری است برای مسئولان که موضوع را بررسی کنند و صرف اینکه اتفاقات این چنینی یک حادثه فردی است از کنارش رد نشوند بلکه، باید به این معضل ها توجه کرده و در سطح کلان جامعه آن را پیگیری کرد چرا که چنین موضوعی جدا از اینکه یک مسئله فردی است ریشه در مشکلات و آسیب های اجتماعی هم دارد. علاوه بر این، خودکشی یک فرد در ملاءعلام برای شاهدان ماجرا و سایر افراد اجتماع هم تاثیرات ناخوشایندی دارد چرا که، تمام کسانی که شاهد ماجرا بوده با شنونده آن هستند از وقوع حوادث این چنینی متاثر می شوند این سوال در ذهن سایر افراد جامعه ایجاد می شود که در فضای اجتماعی چه می گذرد که باعث می شود موجودی به نام انسان، در سن جوانی به جایی برسد که چنین تصمیمی بگیرد و بخواهد خودش را از زندگی ساقط کند.

بسیاری از مردم در دوره  ای از زندگی خود به مرگ فکر کرده اند ولی تعداد بسیار کمی از آنها واقعا به خودکشی عمل می کنند. بحران خودکشی تجربه ای مغشوش کننده، دردناک و سخت است. برای بیرون آمدن از بحران خودکشی، تعیین عوامل ایجاد کننده بحران، فهم احساسات شخص خودکشی خصوصیت مشترک ما بین افرادی که اقدام به خودکشی می کنند داشتن این باور است که خودکشی تنها راه حل غلبه بر احساسات غیر قابل تحمل است. کشش خودکشی در این است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می دهد.

بسیاری از افراد غالبا ابراز جملاتی هم چون« دلم می خواهد خودم را بکشم» یا « نمی دانم چه مدت دیگر می توانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم» یا اینکه
« من قرص هایم را برای روزی نگه داشته ام که کارها واقعا بدتر گردد» یا « اخیرا طوری رانندگی می کنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش بیاید» دیگران را مستقیما از برنامه خودکشی خود مطلع می گردانند. به طور کلی وجود احساس افسردگی، ابراز درماندگی، تنهایی و ناامیدی شدید می تواند بیانگر افکار منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبت های فرد که نشانه در خواست کمک از طرف اوست حائز اهمیت بسیاری است چرا که معمولا این گونه صحبت ها تلاش ناامیدانه فرد جهت برقرار ارتباط، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می باشد بسیاری از مردم اغلب در زمانی که کلافه می گردند و تصور می کنند که در بن بست گیر کرده اند آرزوی مرگ می کنند. ایشان به خاطر احساس بدی که در خود دارند تصور می کنند که مرگ می تواند برطرف کننده احساسات آنها باشد. اما حقیقت این است که مرگ نمی تواند تبدیل کننده احساسات ما باشد چون آنها در درون ما هستند و نه در شرایط خارجی زندگی ما.

مرگ هر فرد تاثیر بسزائی بر اطرافیان او می گذارد. مخصوصا بر جمع دوستان، خانواده و عزیزانی که به بیش از هر فرد دیگر به او نزدیک می باشند. خودکشی باعث می گردد خانواده و دوستان احساس کنند که ایشان مسبب و عامل این موضوع بوده اند. بسیاری از خانواده ها پس از خودکشی عزیز از دست رفته هرگز نتوانسته اند به زندگی طبیعی خود بازگشت کنند. امروز تصمیم شما می تواند باعث از بین رفتن خانواده یا دوستان نزدیک شما گردد و یا باعث تسلی و شادی آنها گردد.

 

 

 

۶ دیدگاه

  1. همشهری می‌گه:

    بسیار عالی…امیدوارم در همه مراحل زندگی مثل مقاله نویسی موفق باشین

  2. محمدی می‌گه:

    جای تقدیر تشکر داره از خانم رمضانی بسیار عالی بود

  3. آرتین می‌گه:

    با تشکر از خانم رمضانی بابت این مقاله زیبا ، قدر جوان های شهرمون چون خانم رمضانی رو باید دونست

  4. زنده بودی می‌گه:

    درود بر خانم رمضانی مقاله درج شده بسیار پر محتوا بود

  5. صادقی می‌گه:

    علت خودکشی اجتماعی است چون انسان موجودی اجتماعی است .علت های خودکشی اقتصادی . اجتماعی. سیاسی. فرهنگی است

  6. صادقی می‌گه:

    خودکشی مشکل فردی نیست

دیدگاه خود را به ما بگویید.