تاریخ انتشار :چهارشنبه ۸ دی ۹۵.::. ساعت : ۷:۴۷ ب.ظ
فاقددیدگاه

نقدی بر مجموعه شعر “مردن به زبان مادری” اثر روجا چمن کار

images-68

بیرمی/ غزاله زرین زاده
نقدی بر مجموعه شعر “مردن به زبان مادری”

img_%db%b2%db%b0%db%b1%db%b6%db%b1%db%b2%db%b2%db%b8_%db%b1%db%b9%db%b4%db%b0%db%b4%db%b6

کتاب”مردن به زبان مادری”مجموعه سوم ازاشعارروجا چمنکارکه درسال ۸۹ توسط نشرچشمه به چاپ رسیدشامل ۳۱ شعر در۹۳ صفحه می باشدکه برنده جایزه شعرجوان نیز بوده است.
درروزگاری که نشرکتابهای شعرمعاصرروبه افزایش است وتعداد کثیری از آنها ازشلختگی فرم ومحتوی رنج می برد کتابهای روجا چمنکار خصوصا مجموعه پیش روبا استفاده ازفرم روایی ویکدستی زبانی درکنارتکنیک های ساده ایجادموسیقی درکلام صمیمیت خاصی به مجموعه داده که نظرمخاطب را به خودجلب می کند.
همچنین رویا پردازی ورومانتیسم حاکم براشعاروقدرت تصویرسازی منسجمی که درکارهای بلند این مجموعه دیده می شود نگاه جزیی نگرشاعر را نشان می دهد که درکنار هر پدیده طبیعی با استفاده از حضوراشیا وعناصرطبیعی درشعردست به آفرینش یک نگاه جدید دربسترتغزلی رابطه ای عاشقانه می زند.مثال: لولی/مثل ریواسی ازلی برمن بپیچ/ابدیت باشدبرای آنان که می ترسند/ولبخندشان تزریقی است/وزیبایی شان تزریقی است/… .
سبز/دیگر/ترکیب خلیج من با خورشیدتونیست/جلبک هاازرنگ نمی دانند/…/من اگرپنهان ازتمامی جلبک هاتاریک/من اگرپنهان ازتمامی جلبک ها/مکان مناسبی برای چکیدن گناهت/رشدگناهت/پناهگاه جنین گناهت/من اگرپنهان ازتمامی جلبک ها/عاشقت شدم/شدم.
گاهی زبان زنانه شاعردرکنارعناصرفیزیکی نشان از حضورفاعلانه شاعردرعشق ورزی می دهد که ازنقاط قوت مجموعه پیش روست: جزپیشانی امنت/که از هفت پادشاه دزدیده ام/تمام قصه ها فرعی اند/…/همه چیز این قصه می سوزاندم/جزبازوهای شنی رنگت/که ساحل امنی برای فرونرفتن/موهایم را که بپاشم توی صورتت/دریا دوربرمی دارد.
البته گاهی این نگاه جریانی یک سویه وخودمحورانه به خودمی گیرد:همه چیزاین قصه می سوزاندم /جریان شعرامروز/ازرگ های پیشانی توسرچشمه می گیرد.
ویا درشعرهای آخرمجموعه که کاملا شخصی است ارتباط مخاطب با اشعار کاملابه حاشیه رانده می شود:درشعرهای “به بهار”،”به آماج”،”به کاوه”،”عمه زهراعموبخشی عمومحمودعمه لیلا”، شروع شعرها باخطابه شاعرنوعی نگاه ازبالا به پایین را نشان می دهد که گویی شاعر نسبت به دیگران تحت تاثیرنیرویی کاریزماتیک بوده ومی تواند بر روی مخاطب تاثیرمستقیم بگذارد.مخاطب دراین شعرها انحصاری نیز می شود:اتاق را تاریک کن/چشمانت را ببند/وصدایم را از… بشنو.
اشعار بلند این مجموعه ازبهترین های روجا چمنکارندمثل شعرهای” جادوی جلبک ها” ،”درنیمه شبی” ، “آرزومی کنم”،”فاصله بگیرید”.که شاعر باتصاویروتشبیهات فراوان مخاطب را به فضای ذهنی خود دعوت می کند،فضای ذهنی که گاهی مدرن تر از آنچه درسطح جامعه رخ می دهدکه حتی آرزویش هم قشنگ است:سوزسرمادرگلورا برف نمی داند/آرزومی کنم/برای پدرکتابخانه/برای مادرخانه ی بی آشپزخانه/برا ی خودم تاریک خانه ای /برای ظهورکلمات پنهانی/… .
دراشعارکوتاه که زیادهم نیستند ،گویا عمدی درساختن انها بوده فقط قسمتی از حادثه را با یک یرش گاها تصویری نشان می دهد که نسبت به دیگر کارهای مجموعه صرفا دیالوگی عاشقانه را با استفاده از بازی کلمات نشان می دهد.گویی این نوع شعر ها از ان شاعرانه بی بهره بوده اند وشاعر فقط باکوشش خود خواسته شعر کوتاهی نیز بسراید:جاده ای ساحلی می شوم/دریا باش/نفس زنده ی سرشته از آب/جوردیگری دوستم بدار.
گاهی بستر بده بستانی که دراین اشعار جاریست ازرابطه عاشقانه بکری که شاعرقصد معرفی اش به مخاطب را دارد به دور است :کسی دست برده توی شعرهایم/به نفع خودش/توی زندگی اش دست می برم/به نفع خودم/هردوبه نفع هم کنارمی رویم.
واما دسته سوم اشعاری که دراین کتاب قابل بررسی اند ، اشعاری هستند که از نظر محتوی دچارفقرند. مثل”گره”،”طعم دودی آب”،”شمارش معکوس”،”مثل حرف توی دلم مانده ای”،بطوریکه ازهرکجای این اشعارشروع به خوانش کنی احساس می کنی از ابتداشروع کرده ای که بافرم روایی اشعارروجا که عمدتا باسیکل معنایی ابتدا وآخر اشعار را رعایت می کندمثل:”قاب بسته”،”همه چیزقصه” متفاوت است.
بطورکلی شعرروجا چمنکار شعر ی است روایت داربا حرکت تصویری گاها بکرکه گاهی با کمک گرفتن از فرم وتکرارجملات توانسته موسیقی کلام را نیز حفظ کند.
همچنین امتیاز بالای این مجموعه زبان زنانه شاعریست که توانسته روایتهای عاشقانه زندگی اش را که اکثرا دست سازمردبوده اند باقدرت کلمات خود دگرگون کرده وآنرا به رمانتسیم مدرن تری تبدیل کند.
“همه چیزقصه”:جزپیشانی امنت /که از هفت پادشاه دزدیده ایم/…/همه چیزاین قصه می سوزاندم/جریان شعر امروز/از رگ های پیشانی توسرچشمه می گیرد.

دیدگاه خود را به ما بگویید.